بایگانی خرداد, ۱۳۸۷

مارو بشناس

سلام نخودچی مامان.

الان کجایی؟ چیکار میکنی؟

من و بابا که روز به روز بیشتر داریم آماده میشیم واسه آمدنت. امروز می خواهم خودمونو به تو معرفی کنم.
بابا: ۲۹ ساله. عاشق کامپیوتر. مودب. با جذبه. غیرتی(اگه دختر باشی پوست
سرت کنده است!). کتاب خوان.کم حوصله.خانواده دوست. کم حرف.موذی.زرنگ. زود
قضاوت کن. تحت تاثیر حرف قرار بگیر.مشکل پسند. خوش لباس. نان حلال
خور.تمیز. مرتب. احساساتی. چاقالو. با کلاس.جدی.فرزند اول بابابزرگ و
مامان بزرگ. از افراد مورد علاقه اش نویسنده برایان تریسی. خواننده
هنگامه.سخنران دکتر آزمندیان. آهنگ رپ. ورزش بسکتبال. بقیه اش رو هم خودت
میای میبینی.

مامان: ۳۰ ساله. عاشق شلوغ بازی. پر حرف. مهربان.
رک. ساده.باگذشت.سورپرایز دوست شدید. صبور.بد از کوره دررو. کتاب خوان.
عاشق بازیهای کامپیوتری. یک دنده. راحت گیر. لوس. بابا اینا رو میگه:
مهربون .خوش زبون. کم دقت و بدون تمرکز.پرسروصدای جیغ جیغو.خوش خنده.
شکمو. خود کم بین تو بعضی چیزا مثل مراودات تجاری.لجباز. یکی یه دونه مامی
جون(خودش دوست داره اینجوری صداش کنی)و بابابزرگ  خدا بیامرز.از چیزهای
مورد علاقه ام: رمان های عشقی. خواننده ستار و ابی.نظرات آقای حلت مدیر
مجله موفقیت. محیط زیست.مهمونی های خودمونی . تفریحات دسته جمعی پارک و
بازی و جنب و جوش. لباس تو خونه. دکوری اجق وجق. آهنگ آروم و با معنی. ورزش
شنا ووسطی وکوه نوردی و اسکی بقیه اینا رو هم خودت بیا و ببین دوست دارم
باز هم بنویسم ولی باباو مامی جون طاقت ندارن من زیاد پای کامپیوتر بشینم. 

پس فعلا بای . شادشاد باش. بووووووووووووس

شروع تلاش

سلام عزیز دل مامان

امروز جواب آزمایش ام رو گرفتم خودم که دیدم جواب
خوب بود و مورد خاصی نیست فردا هم میبرم دکتر ببینه.

یک دکتر توی
بیمارستان چمران معرفی کردن که طرفدار زایمان طبیعیه فردا مرخصی گرفتم که
برم اونجا.

راستی فرشته قشنگم از دیشب خوردن قرص اسید فولیک رو هم شروع
کردم البته همراه با آهن.

تازه به خاله الهام هم گفتم که میخوای آماده شی
بیای پیشمون. تازه بابا هم امروز از سرکار جواب مساعد برای خانه سازمانی
گرفته.

میدونم با آمدن تو همه چیز بهترو بهتر میشه.

میدونی چند تا دوستت دارم؟

ادامه

الان مامانی ۶۳ کیلو. دوست دارم کمی وزنم رو کم کنم تا وقتی تو کوچولوی
نازم آمدی تو دلم زیاد چاقالو نشم البته دکتر گفت وزنم خوبه مخصوصا وقتی
گفتم دوست دارم طبیعی زایمان کنم گفت باید جون داشته باشم .

کارهایی که
قرار شد انجام بدم این هاست: پیاده روی ـ شنا ـ یک سری آزمایشات برای چکاپ
ـ خوردن قرص فولیک اسیدو آهن. از یک متخصص تغذیه هم رِِِزِِِِِیم دوران
پیش از بارداری گرفتم.

از ۱۴ خرداد پیاده روی رو شروع کردم و رزیم رو.

در تاریخ ۲۱ خرداد هم برای آزمایش خون رفتم و فردا هم برای آزمایش ادرار
میرم. عزیز دل مامان اینها رو نوشتم که لحظه به لحظه بدونی برای آمدنت چه
کارهایی میکنم.

باور کن از روزی که دکتر رفتم حس میکنم که هستی و از یه
جایی داری مامانو میبینی.

از روز اول با اشتیاق شروع کردم به پیاده روی و
رزیم. از حالا دوست دارم هر کاری که در توانم هست برات بکنم.

دوستت دارم
عشق کوچولوی من

اولین خاطره

سلام عزیز دل مامانی.

نمیدونم الان کجایی وچه شکل و شمایلی داری من فرض
میکنم که الان یه فرشته مهربونی که پیش خدای مهربونی .

می خواهم خاطرات تو
رو زودتر از همه شروع شه.

راستش رو بخوای ۱۲ خرداد رفتم پیش دکتر سیف
الاسلامی تا خودم رو برای آمدنت آماده کنم .

اولین پست

سلام

این اولین پست من است