بایگانی تیر, ۱۳۸۷

معجزه کوچولو

سلام دونه گل کاشته نشده مامان.

سلام نیستی که هست مامانی.

امروز رفتم پیش دکتر شهاب الدینی بیمارستان چمران.گفت همه چیز روبراهه اون هم مثل من
مشتاق بود که تو اردیبهشت ماه به دنیا بیای با این حساب من و بابا باید
کمی عجله کنیم تا تمام کارها سریعتر انجام بشه تا خدا چی بخواد.

امروز کمی
از بعضی از مادرها تعجب کردم. انگار حسشون کمه و نمی تونن بفهمن بچه یعنی
چی بی خیال و بی احساس. من که هنوز تو نیومده تو دلم وقتی حرفی ازت میزنم
دلم پر میکشه و ذوق می کنم چه برسه به وقتی که بیای تو دلم و بعد هم تو
بغلم. ………………..

عزیزکم از امروز می خواهم روزی یک صفحه
قران با معنیش بخونم شنیدم جفتمونو اروم میکنه. تو که اون بالاها پیش
خدایی بهش بگو کمکم کنه تا درک کنم معنی حرفهای قشنگش رو و تاثیر بذاره و
تو دل و جون تو قشنگم بشینه که اگه بفهمیمش عاشقونه ترین حرفها رو توش
نوشته. از سوره نسا شروع میکنم.

عشقک من خودت رو اماده بوجود امدن کن که
من مشتاقم بزرگترین و قشنگ ترین معجزه خدا رو ببینم و حس کنم و ایمانم رو
کامل تر کنم.

دوستت دارم معجزه کوچولو.