بایگانی خرداد, ۱۳۸۸

واکسن دو ماهگی

بالاخره این کابوس واکسن دو ماهگی به پایان رسید. هوراااااااااااااااااااااااااا

نازنینم یه هفته ای میشد که شدیدا نگران این موضوع بودم. روز ۱۸ ساعت ۷ بیدار شدیم و تا ۸ اماده ات کردیم ولی باز دست دست میکردم برای رفتن. ولی ساعت ۱۰ دیگه به هر جون کندنی بود تو مرکز بهداشت بودیم. عجیب دلشوره داشتم دقیقا مثل شبای امتحان. اصلا طاقت نداشتم که درد کشیدنت رو ببینم ولی خوب چاره ای نبود.

اول قد و وزنت روگرفت قد ۵۴ و وزن ۳۹۰۰ .

بعد حسابی بهت شیر دادم و بابا بغلت کرد که یه وقت با من قهر نکنی( پیشنهاد دوستان). به محض اینکه قطره فلج رو داد واکسنت رو هم زد رو پای راستت جیغ کشیدی و دل من ریش شد. قیافه بابا هم رفت تو هم و بعد بلافاصله واکسن بعدی رو پای چپ. دیگه گریه ات بند نمیومد.

زودی بغلت کردم و شیر دادم بهت ولی هق هق میکردی و شیر نمی خوردی . سوار ماشین شدیم و شروع کردم به کمپرس اب یخ . گریه ات بند اومد و خوابیدی. رفتیم خونه مامان جون تا اگه تب کردی کمکمون باشه.

کنارت نشستم و تکون نخوردم که یه وقت پاتو تکون ندی. وقتی بیدار میشدی از اینکه نمیتونستی پاتو تکون بدی حرص می خوردی و گریه میکردی ولی چون قطره می خوردی بی حال بودی و زود خوابت میبرد.

تا عصر بی حالیت ادامه داشت. مرتب پاشویه ات میکردم و کمپرس اب یخ. خدا رو شکر تبت زیاد نشد و شب هم مراقبت بودم و تا صبح دیگه تمام نشونه های زدن واکسن از بین رفت  و این هم تبدیل شد به خاطره.

پیش بینی قیافه

CG Uploader

اگه گفتی این عکس چیه؟

این عکس شماست البته طبق پیش بینی یه سایت.

موضوع اینه که وقتی باردار بودم یه عکس از خودم و یه عکس از بابا رو دادیم به این سایت و ایشون این طور پیش بینی کردن که شما شبیه عکس بالا میشین. حالا قضاوت با خودت.

من و بابا که کلی عکسای مختلفمون رو دادیم و کلی قیافه از شما بدست اوردیم.

اینم یکی دیگه:

CG Uploader